تبليغاتX
مورد علاقه
Beloved

خبر همخواني گروه موسيقي آريان با خواننده پرآوازه آرژانتيني ايرلندي‌الا‌صل <كريس دي‌برگ> آن‌قدر غيرمنتظره و دور از ذهن بود كه گمان نمي‌رفت انتشار اين خبر سرچشمه‌اي جز شايعه‌پراكني هنري داشته باشد، اما محسن رجب‌پور، مدير گروه آريان و مديرعامل شركت فرهنگي هنري ترانه شرقي، ‌در گفت و گو با اعتماد ملي با تاييد خبر همكاري كريس‌دي‌برگ با آرياني‌ها از انتشار آلبوم مشترك اين گروه با كريس دي‌برگ در اوايل دي‌ماه آينده خبر داد.

رجب‌پور با اعلا‌م اين خبر درباره چگونگي همكاري گروه آريان، به عنوان يك گروه پرطرفدار موسيقي پاپ در ايران با يكي از محبوب‌ترين و شناخته‌شده‌ترين چهره‌هاي موسيقي جهان گفت: <قطعه آهنگي كه گروه آريان با كريس‌ دي‌برگ اجرا كرده است <صلح> نام دارد و مضمون آن صميميت و احترام به باورهاي انساني است كه در واقع نقطه اشتراك ما با هم بوده‌اند. كار در حال حاضر آخرين مراحل فني را سپري مي‌كند و اميدواريم كه اوايل دي‌ماه آينده منتشر شود.>

به گفته رجب‌پور اين آلبوم جديد را گروه آريان ‌ با همكاري كريس دي‌برگ در لندن ضبط كرده‌اند و شعر انگليسي و همچنين موسيقي آن را كريس دي‌برگ ساخته است، اما در تنظيم موسيقي اعضاي گروه آريان هم نقش داشته‌اند و نوازنده‌هاي آريان در كنار كريس دي‌برگ كار كرده‌اند. ترانه‌هاي اين آلبوم هم با صداي كريس ‌دي‌برگ، علي پهلوان و پيام صالحي؛ دو خواننده گروه آريان با همراهي همخوانان زن اجرا شده است.

رجب‌‌پور همچنين تاكيد كرده است كه آلبوم جديد گروه آريان با اطلا‌ع و آگاهي دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي ‌توليد شده و مضموني انسان‌دوستانه دارد ‌<صلح> چهارمين آلبوم گروه آريان است كه طي توافقي ميان شركت ترانه شرقي و كمپاني فريمن پروداكشنز‌ توليد شده و به دليل هم‌آوايي كريس دي‌برگ با اعضاي اين گروه همزمان در داخل و خارج كشور توزيع خواهد شد تا اتفاقي منحصر به فرد و جهاني را در حوزه موسيقي كشور را رقم بزند. اگر چه در طول چند سال گذشته فعاليت‌هايي در زمينه موسيقي تلفيقي انجام شده و رفت و آمدهايي هم ميان رهبران اركستر ايراني و جهاني صورت گرفته، اما همكاري يك غول بزرگ موسيقي جهان با گروهي ايراني اتفاقي كاملا‌ بي‌سابقه است كه بر اساس آن مي‌توان فروشي فوق‌العاده‌ را براي اين آلبوم پيش‌بيني كرد. چند سال پيش هم هنگامي كه خبر برگزاري كنسرت <ياني> در تخت جمشيد منتشر شد، تعداد انبوهي از علا‌قه‌مندان به موسيقي براي شركت در اين كنسرت آماده شده بودند كه البته در نهايت هم كنسرت برگزار نشد و همچنان راه يافتن بزرگان موسيقي جهان به كشور ما ويژگي <امكان‌ناپذير بودن> خود را حفظ كرد تا امروز كه نخستين آلبوم موسيقي با همكاري يك چهره برجسته هنر جهان تهيه شده و در آينده نزديك راهي بازار موسيقي كشور خواهد شد. ‌

صلح و موسيقي در آثار كريس دي‌برگ

‌ كريستوفر جان ديويدسون معروف به كريس دي‌برگ يكي از معروف‌ترين موسيقيدانان جهان است كه مضمون اصلي بسياري از آثارش صلح، نوعدوستي و احترام به ارزش‌هاي انساني است. اين چهره محبوب هنر جهان كار موسيقي را با گيتاري كه از برادر بزرگش، ريچارد هديه گرفته بود آغاز كرد و همزمان با آغاز به كارش در اين حوزه، جهان به ظهور چهره‌‌‌اي جديد در عرصه موسيقي اميدوار شد.

‌نخستين آلبوم كريس دي‌برگ اگر چه چندان موفق نبود، اما به خاطر يكي از آهنگ‌هاي كارشده در آن جاي خود را در صدر جدول فروش آلبوم‌هاي موسيقي برزيل باز كرد. دومين آلبوم كريس دي‌برگ با عنوان <مرد روي خط‌> اما توانست در جايگاه يازدهم چارت موسيقي بريتانيا قرار بگيرد. در اين سال دختر او ‌روزانا هم به دنيا آمد و همزمان با تولد او، كريس دي‌برگ آهنگي برايش ساخت. او بعدها توانست ‌رتبه ششم جدول موسيقي بريتانيا را نيز به خود اختصاص دهد و با ادامه روند صعودي فروش آلبوم‌هايش در سال 1986 با آلبوم بسيار ‌موفق <درون روشنايي> خود را به رده دوم جدول بريتانيا رساند. بعدها تك‌آهنگي از كريس دي‌برگ ‌ كه زماني هم قصد داشت كشيش شود، به يكي از محبوب‌ترين آهنگ‌هاي كريسمس براي ‌مسيحيان دنيا بدل شد.

حركت جدي كريس دي‌برگ در اين مسير با ‌آهنگ <يادگار جنگ> آغاز شد. او در اين ترانه به فاجعه بمب‌گذاري در ايرلند شمالي در سال ‌‌1986 پرداخت و اقدام تروريست‌هايي را كه منجر به كشته شدن صدها ايرلندي بي‌گناه ‌شده بودند را محكوم كرد اما حلقه موفقيت‌هاي جهاني كريس دي‌برگ را آلبوم <فلا‌يينگ كالرز> تكميل كرد و او را به اوج شهرت رساند. از آن پس كريس دي‌برگ كنسرت‌هاي بزرگي را در سراسر جهان برگزار كرد كه بزرگ‌ترين و مشهورترين آن در سال 1990 و در دوبلين برگزار شد. منتقدان اين كنسرت را به صحنه موسيقي عليه جنگ تعبير كردند و كريس دي‌برگ درآمد حاصل از آن را به آوارگان عراقي تقديم كرد. ‌ پرفروش‌ترين آلبوم ‌سال ها بعد روحيه صلح‌طلب او در قالب آهنگ‌هاي بسيار زيبايي به نمايش گذاشته ‌شد و او اعتراضش به جنگ را بسيار صريح و تأثيرگذار اعلا‌م كرد.

او همچنين از معترضان به جنگ خليج ‌فارس بود و ترانه <حقيقت ساده> را براي ‌كودكان جنگزده عراق در سال 1991 اجرا كرد.‌ حضور او در كنسرت ولندام هلند براي كمك به كودكان دنيا با استقبال بي‌نظيري روبه‌رو ‌شد. او در ژانويه سال 2007 به عنوان سفير سازمان ملل در مبارزه با سوء تغذيه در تمام دنيا ‌انتخاب شد. ‌

درباره آريان ‌

گروه آريان از گروه‌هاي معروف موسيقي پاپ ايران است كه كار خود را از نيمه نخست سال 1378 با 10 عضو و از جمله سوپراستار حال حاضر سينماي ايران يعني محمدرضا گلزار آغاز كرد. پس از جدايي گلزار از اين گروه، بسياري خبر از فروپاشي كامل گروه دادند اما گروه آريان همچنان به كار خود ادامه داد و اگر چه در دوره‌هايي اجازه فعاليت پيدا نكرد اما توانست در بسياري از كشورهاي جهان كنسرت موسيقي ايراني برگزار كند و حتي به عضويت انجمن موسيقيدانان چيره‌دست آمريكاي شمالي درآيد. نام گروه آريان در سال 2007 در كتاب مشهور <هو ايز هو> به عنوان تنها گروه موسيقي ايراني آمده است و در سال 2006 نيز اين گروه توانست تا رده نيمه‌نهايي مسابقات بهترين آهنگ سال در خاورميانه پيش برود.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 6:9  توسط تینا  | 

بالاخره پیداش کردم

حامد کمیلی میهمان برنامه چشم انداز ، به پرسش های مجری برنامه به شرح زیر پاسخ گفت :
س: شما مدرک لیسانس کامپیوتر دارید قطعا این سوال برای بینندگان به وجود می آید که چطور وارد عرصه فیلم و سینما شدید؟
ج: من ابتدا کارم را با نوشتن شروع کردم خیلی علاقه به نوشتن داشتم و یک چیزهایی برای دل خودم می نوشتم و این باعث می شد یک رابطه تنگاتنگ با بازیگری داشته باشم تا اینکه درمقطع دبیرستان یک نمایشنامه ای را نوشتم و رفتم با مسئولین صحبت کردم که ببینم می شود آنرا ساخت یا نه ؟ یکی از کارگردانان بنام فریدون خسروی به من گفت درصورتی این کار را می سازم که قول بدهی در اولین فیلم من بازی کنی این بهترین چیزی بود که تا آن لحظه شنیده بودم . این ورود من به تئاتر و دنیای بازیگری بود و بعد از آن درگیر کارشدم و نزدیک به هشت سال تئاتر کار کردم . وقتی فرق بین هنرپیشه و هنرمند را از زبان استادم شنیدم که گفت هنرپیشه برای کسب معاش و درآمد آن کار را انتخاب کرده اما هنرمند بخاطر عشقی که به آن کار دارد آن را پذیرفته امیدواری بیشتری پیدا کردم و به خاطر عشق و علاقه ای که به بازیگری داشتم توانستم درآن موفق شوم و همیشه سعی کردم فیلم یا تئاتری را بازی کنم که آنرا دوست داشته باشم.
س: پس لیسانس کامپیوتر و درسی که خوانده اید چه می شود؟
ج: آن تحصیلات در زمان و مقطعی خاص بوده الان من درگیر این کارهستم شاید زمانی درمقطعی دیگر لازم باشد به کار کامپیتر هم بپردازم .
س: یکی از ویژگی های ارزشی شما این است که کار تئاتر را هم پشت سر گذاشته اید چون کارتئاتر یک نوع ریاضت و سختی خاص خود را دارد که پشت سرگذاشتن آن به انسان نوعی صبوری می دهد بعد از آن درفیلم یا سریالی بازی کردن خیلی راحت تر خواهد بود ، باذکر این مقدمه طولانی بپرسم ،
چگونه وارد یک نقش می شوید خصوصا وقتی آن نقش با شخصیت شما تعارض هم داشته باشد به طور مثال نقشی که درسریال اغماء بازی کردید به عنوان شیطان ؟
ج: یکی از چیزهایی که در تئاتر یاد گرفتم این بود که همواره با نقش ها زندگی کنم نقش ها به من زندگی چندگانه می دهد. البته من هنوز یک بازیگر حرفه ای نشده ام که بتوانم چند نقش را در آن واحد ایفا کنم و معمولا کمتر اتفاق می افتد دریک نقش مدت زمان زیادی بمانم به حقیقت می توانم بگویم سریال اغماءیکی از سخترین دوره های کاری زندگی من بود چون به هرحال من اولین بار بود که در سریالی بازی می کردم که در ماه مبارک رمضان پخش می شد خودش ریسک خیلی بالایی بود به خصوص اینکه باید نقشی را هم بازی می کردم که یک پیش زمینه بیرونی از آن درجامعه وجود نداشت و شما باید کاملا خودت شخصیت شیطان را خلق می کردی . نقش های دیگر به گونه ای است که با الهاماتی که از بیرون می گیرد و آن چه درون انسان است تلفیق می شود و آن شخصیت را به وجود می آورد اما درمورد اغماء این حالت وجود نداشت و ما باید شیطان را تصور می کردیم و آن را بوجود می آوردیم و پرورش می دادیم تا جایی که تماشاگر آنرا بپذیرد و با آن همزاد پنداری کند. یکی از سخت ترین دوران زندگی ام دوران پیش تولید بود و واقعا تلاش کردم بتوانم با شیطان ارتباط برقرار کنم بتوانم حسش کنم و آن را بفهمم و در این دوران، زندگی من درحال بهم ریختن بود و زندگی عجیب و غریبی داشتم.
خانم شهین از تگزاس : با تشکر از ایشان چرا درسریالها نفش منفی بازی می کنند با توجه به این که با شخصیت ایشان زیاد جور نیست ؟ چرا نقش های مثبت بازی نمی کنند و همیشه درفیلم نقش خلافکار را بازی می کنند؟
س: خانم سهیلا از کالیفرنیا از بازی های شما خیلی لذت می برم مانند پرواز در حباب و اغماء ،شما فکر می کنید چرا در جامعه هنری ایرانی بعضی ها به نوعی شانس با آن ها یار بوده و وارد عرصه هنر شده اند و بازی آنها معمولا باعث می شود تا کسانی که واقعا دراین عرصه زحمت کشیدند زحماتشان به چشم نیاید؟
ج: همیشه معتقد بوده ام که دراین دنیا کسی نمی تواند جای کس دیگر را تنگ کند یا جای کس دیگر را به خود اختصاص دهد.حتی اگر همه مثل هم بشوند به اندازه هرکس جا هست به اندازه هرکس سهمی هست و این که هرکسی به چه دلیل و عنوانی و چرا و به چه شکلی وارد این عرصه شده مهم نیست مهم این است وقتی وارد این عرصه شد چگونه بتواند خود را نگه دارد چون معتقد هستم وارد شدن به عرصه فیلم و سینما سخت نیست این مهم است که بتوان در این فضا باقی ماند.
خانم آزیتا از ونکوور : از بازی خوب شما در سریال پیامک از دیار باقی که نقش کمدی در آن داشتید تشکر می کنم .
توضیح مجری : البته ایشان در سریال " به دنیا بگویید بایستد" و سریال " اغمــاء " هم نقش مثبت و هم نقش منفی ایفا کرد که این نشان دهنده اقتدارشان در فن بازیگری است و این درست نیست که ما بازیگران را با نقش هایشان ببینیم .
ج: من همواره در بین نقش ها به دنبال نقشهایی بودم که کمتر دیده شده اند و اصولا نقش های منفی بیشتر از نقش های دیگر جای کار دارند نقش های مثبت،نقش های تعریف شده ای هستند باید شخص درمحدوده خطوط تعریف شده ای حرکت کند و جای مانور کمتری دارد. در نقش های منفی به واسطه منفی بودن دست بازیگر باز است تا به آن خلاقیت قوی تری برسد و شکل جدیدی را خلق کند. همواره دوست دارم نقش هایی بازی کنم که با شخصیت خودم فاصله بیشتری دارد مثلا نقش الیاس در سریال اغماء، هر چند درسریال" به دنیا بگویید بایستد" نقش مثبت داشتم که بهرحال معتقدم هنرمند باید نقش مثبت هم بازی کند. یا درسریال" پیامک از دیار باقی" نقش حامد یک نقش مثبت بود درست است که تازه از زندان آزاد شده بود اما آن زندان رفتن هم ناخواسته و به دلایلی اتفاق افتاده بود.
آقای علی از انگلستان: با تشکر از بازی شما مخصوصا در سریال پیامک از دیار باقی شما کجا متولد شده اید ؟
ج : متولد اصفهان هستم
خانم نازی از ونکوور : واقعا بی نظیر بازی کردند انشاالله موفق باشند آخر سریال پیامک از دیار باقی چگونه تمام می شود؟
خانم نسیم از کالیفرنیا: بی نهایت به بازی ایشان علاقه دارم و این بخاطر تفاوت بازی های ایشان است که خیلی قوی است امیدوارم همیشه موفق باشند و در کالیفرنیا خیلی طرفدار دارند.
خانم هدی از شیکاگو : با سلام خدمت شما و آقای حامد کمیلی شخصیت ایشان را خیلی دوست داریم هم خودم و هم خانواده ام و با تشکر از اینکه ایشان را دعوت کردید.
خانم مهسا از کانادا : با تشکر از بازی ایشان یک انتقاد دارم شما که جوان هستید و وارد این عرصه شده اید با این بازی خوب چرا فیلمنامه ها و سناریوها عقب گرد می کنند ؟ مثلا درهمین سریال آخری که بازی کردید خیلی خوب ایفای نقش کردید اما این موضوع دوزنه بودن آقایان بد آموزی داشت . با ساخت این فیلم ها نشان می دهید که یک چنین فرهنگی در ایران هست و به نوعی وجهه قانونی به آن می دهید . شما در این سریال بازی کردید و سراسر دنیا دارند آن را نگاه می کنند وشما این مسئله را عادی جلوه می دهید .در آن به وضوح نشان دادید که این دو خانم بدون هیچ مشکلی می توانند درکنار آن پیرمرد با هم زندگی کنند من از شما خواهش می کنم قبل از بازی در یک سریال فیلمنامه را بخوانید و به آن قسمت اعتراض کنید و بگویید تا اینجای داستان درست است و در ادامه به بی راهه رفته اید و از این جا به بعد داستان مشکل دارد و باید تغییر کند. آقایان با دیدن این سریال خیلی خوشحال می شوند و این حق را برای خود می دانند که دو زن داشته باشند.
ج: اولا اینکه این سریال یک سریال طنز بود و ما نگاه طنز به این قضیه داشتیم و ثانیا دراین سریال برخورد منفی با کسانی که احیانا دو زن دارند شد. یک آدم کلاهبرداری می آید دوزن می گیرد بدون اینکه هیچ کدام از وجود هم با خبر باشند درواقع دراین سناریو با افرادی که دارای دوزن هستند برخورد شد .
تمام تلاش ما این بود که این حرکت را محکوم کنیم . در ادامه سریال دیدید که عاقبت آن فرد به کجا رسید . این سریال چون برای تعطیلات عید درست شده بود درواقع دریک فضای طنز بود. درانتهای سریال دیدید که همه او را جا گذاشتند و حتی او را به منزل راه نمی دادند و درکل هدف ما از ساخت این سریال اشاعه آن فرهنگ نبود بلکه پیامدها و عواقبی را که این کار به دنبال داشت به بینندگان یادآور شدیم. دیدید که آن شخص همیشه مجبور به دروغ گفتن ، بازی کردن و ریاکاری بود. در واقع آرامش واقعی را از خودش گرفته بود و زندگی اش چقدر با آشفتگی روبرو شد. اتفاقا در ایران با این مسئله برخوردمی شوداگر کسی بخواهد زن دوم بگیرد باید با رضایت زن اول اینکار صورت بگیرد آن هم دلایل خاصی می خواهد مثل اینکه از زن اول بچه دار نشود و غیره – به همین سادگی این کار صورت نمی گیرد.
شما برداشت غلطی از این سریال دارید مهسا خانم .
س: شما چندین سال تئاتر کارکردید بعد هم وارد عرصه فیلم و سریال شدید نمی خواهید وارد عرصه سینما شوید ؟ آیا در این زمینه پیشنهای به شما شده است.
ج: بله من سینما را دوست دارم اگر بگویم نه ، دروغ گفته ام .پیشنهادهایی هم به من شده اما برای ورود به عرصه سینما تعجیل ندارم برای کار خودم خیلی حرمت و ارزش قائل هستم چون آنرا ساده به دست نیاورده ام من هشت سال در تئاتر کارکردم تا بتوانم به این موقعیت برسم و بتوانم دریک فیلم و سریال تلویزیونی بازی کنم صبر کردن را دوست دارم صبر می کنم تا آن شرایط برای حضور درسینما هم اتفاق بیفتد تا بتوانم آن جور که دوست دارم وارد آن عرصه شوم. دراین زمینه دوستان پیشنهادهای زیادی بمن داده اند اما هنوز نتوانستم کاری را پیدا کنم که به عنوان اولین کار سینما آنرا بپذیرم و خودم را درسینما به مخاطب معرفی کنم کلا یک کار خوب تلویزیونی را به یک کار متوسط سینمایی ترجیح می دهم .

آقای سعید از کانادا با تشکر از شما هنرمندان ایران
خانم مینا از لس آنجلس ، باتشکر از شما بخاطر نقش خوبتان، در پاسخ آن خانم می خواستم بگویم فیلم هایی که الان در هالیوود ساخته می شود خیلی از این مسائل در آنها هست آقایانی که دارای همسر و خانواده هستند می روند دوست دختر اختیار می کنند یا مسائلی از قبیل مشروب و اعتیاد به موادمخدر و خیلی مسائل دیگر هر فیلمی یک پیامی دارد این دیگر برمی گردد به استنباط افراد از آن فیلم و پیام .
س:شما در کنار بازیگران بزرگی بازی کردید مثل امین تارخ ، علی نصیریان یا شریفی نیا درهمین سریال آخر ، چه حسی داشتید درکنار این بازیگران آیا فکر نمی کردید درمقابل آنها کم بیاورید؟
چرا اولین بار که در مقابل آقای نصیریان در "پرواز در حباب " قرارگرفتم من تازه کار تئاتر را شروع کرده بودم سال دوم بود که درجشنواره ایران زمین که در اهواز برگزار می شد من به عنوان بازیگر مرد انتخاب شدم، وقتی روی سن رفتم تا جایزه خود را از دست آقای علی نصیریان که به عنوان داور این جشنواره حضور داشتند بگیرم درهمان جا به ایشان گفتم امیدوارم روزی برسد تا بتوانم در کنار شما نقشی را بازی کنم خیلی انگیزه داشتم برای اینکار و این حرف را صادقانه گفتم گذشت و گذشت حدود شش سال بعد از آن این اتفاق افتاد و این فرصت پیش آمد تا بتوانم درکنار ایشان باشم و این برای من یک غافلگیری بزرگ بود و واقعا هم ایفای نقش درکنارآقای نصیریان و امین تارخ سخت بود ومن از آنها درس ها یاد گرفتم.
در پایان ازاینکه این فرصت را به من دادید تا دربرنامه شما حضور پیدا کنم و با هم میهمان عزیز درخارج از کشور تماس تلفنی داشته باشم سپاسگزارم .


+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 0:16  توسط تینا  | 

وای نمیدونید چقدر عالی بود معرکه بود به خدا ...

من مدتی درگیر دیدن فستیوال بود ینی ..........

چی بگه اخه معرکه بود....

فستیوال کن در فرانسه با حضور شان پن و....

البته من نرفتما از طپش دیدم ....

امسال در بين شركت كنندگان چهره شناخته شده سينماي هند (ایشواری رای) را نيز به همراه همسر جديدش دیدیم ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 6:29  توسط تینا  | 

سایت رسمی حامد کمیلی

 

http://www.hamedkomeili.ir

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:20  توسط تینا  | 

 

در 13 قسمت ۴۵ از شبکه تهران پخش خواهد شد
آواز ‌خوانی حامد کمیلی در "خط ‌شکن"
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: سریال "خط شکن" با بازی حامد کمیلی در نقش یک خواننده به زودی به روی آنتن شبکه تهران می رود.
به گزارش روز یکشنبه خبرنگار گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران"ایسکانیوز"،"خط‌شکن" عنوان سریالی است که بزودی در 13 قسمت ۴۵ دقیقه‌ای به کارگردانی مسعود تکاور از شبکه تهران پخش می‌شود.
کارگردانی این سریال را مسعود تکاور براساس فیلمنامه‌ای از سعید دولتخانی انجام داده و تهیه‌کنندگی آن را نیز سعید منتظرالمهدی برعهده دارد.
این سریال - که به سفارش معاونت امر به معروف و نهی از منکر نیروی مقاومت بسیج تولید شده - به احتمال زیاد از اواسط اردیبهشت‌ روانه آنتن این شبکه خواهد شد.
بازیگران اصلی کار هم حامد کمیلی، یوسف تیموری، رضا رویگری، سیدجواد هاشمی، مهدی امینی‌خواه، مریم کاویانی، فریده دریامج، سیما مطلبی، صفر کشکولی، بهزاد رحیم‌خانی، آناهیتا همتی و زنده‌یاد داوود اسدی هستند.
در حال حاضر، حمید بهمنی به همراه کارگردان مشغول مونتاژ کار هستند و محمدمهدی گورنگی هم برایش آهنگ می‌سازد. ترانه تیتراژ کار را هم افشین یداللهی سروده است.
«خط‌شکن» داستان یک دختر و پسر جوان به نام نازنین و کورش را روایت می‌کند که با وجود مخالفت خانواده‌هایشان باهم نامزد شده‌اند و تصمیم دارند ازدواج کنند.
کورش خواننده است و نازنین هم برایش ترانه می‌گوید. اما از آنجا که ترانه‌هایش کمی سیاسی است و نمی‌تواند برای آنها مجوز بگیرد، همراه کورش تصمیم می‌گیرند به خارج از کشور بروند. برای همین دست به دامان پدر کورش می‌شوند که خیلی پولدار است، ولی او به آنها کمکی نمی‌کند و در عوض تصمیم می‌گیرد با استفاده از این فرصت نازنین را بخرد و او را از ازدواج با پسرش منصرف کند.
در این سریال، نقش‌های اصلی کار یعنی کورش و نازنین را حامد کمیلی و مریم کاویانی بازی می‌کنند. رضا رویگری را در نقش پدر کورش می‌بینیم که در سریال جاوید نام دارد. دوستان سارق کورش یعنی مجید و فرزین، مهدی امینی‌خواه و زنده‌یاد داوود اسدی هستند.
برخی عوامل و دست‌اندرکاران دیگر سریال عبارتند از: مدیر تصویربرداری: علی ملکی، طراح صحنه: کامران ذوالفقاری، طراح گریم: علی‌اکبر بهادری و صدابردار: احمد اردلان.
گزارش خبرنگار ایسکانیوز حاکیست،«خط‌شکن» از اوایل پاییز سال گذشته کلید خورد و تولیدش حدود ۵ ماه به طول انجامیده است

گزارشي از فيلمبرداري مجموعه تلويزيوني خط شكن در تحريريه ايران: روزنامه پشت پلك دوربين

 

نويسنده: اميد بي نياز

 
    انگار دوربين امتداد خيابان ساكت و آرام خرمشهر را مي پيمايد و جلوي ساختمان شماره ۲۱۲ به فكر فرو مي رود. ساختماني كه اگر چه نمي توان عنوان قديمي را بر آن به كار برد، اما جوان هم نيست. زيرا چهارده سال است كه خاطره باران هاي خيابان خرمشهر را با ساكنان خود مرور مي كند، ساختماني كه هميشه براي مردم كشور نامي آشنا به شمار رفته است.
    حالادقايقي از ظهر مي گذرد. يك روز تقريباً سرد زمستاني است. با اين كه برفي در هوا پائين نمي آيد اما هوا سرشار از بوي برف است. انگار دوربين از يك اتومبيل پياده مي شود و به خيابان آرام نيم نگاهي مي اندازد. هواي گرفتن اين سكانس خارجي يكي دو ساعتي در فكر دوربين طول مي كشد. «مسعود تكاور» تيم فيلمبرداري اش را به داخل ساختمان هدايت مي كند. دقايقي بعد نور، صدا، دوربين و كات در پي كات. خبرنگاران در دقايقي كه هر روز آن را «پيك خبر» مي نامند، با خودكارها و روان نويس هاي آبي و مشكي خود صفحات كاغذ را در مي نوردند و درست در كريدور طبقه سوم اين ساختمان سكانس داخلي سريال فيلمبرداري مي شود. نور، صدا، دوربين در دقايقي با هم تركيب مي شوند و انگار خياباني ذهني را مي سازند كه بازيگر از آنجا عبور مي كند؛ بازيگري كه دقايقي در جريان سيال ذهن اش خود را خبرنگاري مي داند كه با مشكلاتي رو به رو مي شود.
    بنابراين در ثانيه هايي مشترك دو زندگي تجربه مي شود. زندگي اي كه يك بازيگر قصد تجربه آن را دارد؛ با ميميك چهره متفاوت اش، با گريم؛ طراحي لباس و ديالوگ هايش دقايقي به تجربه كردن آن مي پردازد و زندگي اي كه از پشت پلك هاي خبرنگاران معنا مي يابد. خبرنگاران آرام به صندلي هاي خود تكيه داده اند، قلم هايشان هم به دست هايشان تكيه داده است. صفحات كاغذ درنورديده مي شود و خبري توليد مي شود. پلان در پي پلان، ديالوگ در پي ديالوگ و بازيگري به دنبال بازيگري مي آيد و مي رود و لحظاتي از دو زندگي واقعي و فانتزي در يك ثانيه به هم مي رسند. دوربين براي ثانيه هايي كوتاه خبرنگاران واقعي را به پس زمينه قاب بندي خود تبديل مي كند.بازيگر نقش خبرنگار همچنان مي آيد و مي رود.
    «پيك خبر» است. اعضاي روزنامه كثير الانتشار در تب و تاب روزانه اند. نوشتن، تايپ، تصحيح، صفحه بندي، چيدمان تيتر و ليد و حروف و كلمات كه به هيأت خبري خواندني براي مردم در مي آيد. گروه فيلمبرداري در پشت پلك هاي خود زندگي حرفه اي بچه هاي خبر نگار را مرور مي كنند. انگار آنها خود خبرنگار شده اند و دوربين كه چقدر به خبرنگار بودن خود فكر مي كند.پيك خبر است. اينجا روزنامه ايران است و ...
    قصه ادامه فيلمبرداري سريال «خط شكن» در روزنامه ايران به يكي از همين روز هاي آخر بر مي گردد. مسعود تكاور كه ساخت تله فيلم هايي از جمله آخرين پرواز ققنوس، حضور، آفتاب سرد، سفر ديگر، سفر سبز و ... را در كارنامه خود دارد، يكي از سكانس هاي محوري سريال خود را در روزنامه ايران فيلمبرداري كرد. اين سريال به تهيه كنندگي دكتر سعيد منتظر المهدي ساخته مي شود. دكتر منتظر المهدي درباره ويژگي هاي اين سريال مي گويد: «سريال خط شكن ۱۶ قسمت دارد و به سفارش معاونت امر به معروف و نهي از منكر نيروي مقاومت بسيج ساخته مي شود. احتمالاً كار براي شبكه ۲ يا شبكه ۵ تهيه و ساخته مي شود.
    قصه چند خطي سريال درصدد اين است كه بگويد؛ فاصله اي بين نسل قديم و جديد وجود ندارد. شايد بعضي از دوستان نسل جديد ما فكر مي كنند كه تفكراتشان با نسل قديم فرق دارد. در حالي كه اين طور نيست و دل ها خيلي به هم نزديك است. زيرا نسل قديمي و نسل جنگ تمام هدفش احيا كردن فرهنگ شهادت است. در قصه اين سريال حاج قاسم (سيد جواد هاشمي) از ابتدا به طور غير محسوس، به دنبال كردن عدم فاصله ها مي پردازد. در آخر داستان نيز چند جواني كه با حاج قاسم آشنايي داشتند، به نزديكي نسل خود با وي پي مي برند. حاج قاسم از نسل جبهه و جنگ است كه شيميايي شده و در آخر قصه به شهادت مي رسد. اينجاست كه جوانان به اهداف حاج قاسم پي مي برند و دچار تحول مي شوند. علاوه بر اين قصه به زندگي چند جوان نيز مي پردازد؛ جوان هايي كه دنبال گنج هستند. معمولاً در بعضي از سريال ها، شخصيت ها تا آخرين مرحله مي روند اما به گنج دسترسي پيدا نمي كنند. اما جالب اين است كه در اين داستان جوان ها به گنج مي رسند.»
    دكتر منتظر المهدي مي افزايد: «قصه اين داستان پر فراز و فرود، متفاوت و جذاب است و جوانان و نسل جديد به راحتي با قصه اين سريال ارتباط برقرار مي كنند. از سوي ديگر حضور بازيگراني از جمله حامد كميلي، يوسف تيموري، شهرام عبدلي، مريم كاوياني و ... به اين ارتباط كمك مي كند.»
    وي درباره لوكيشن و فضاهاي فيلمبرداري اين سريال نيز مي گويد: ما لوكيشن هاي فراواني داشتيم و به لحاظ تهيه كنندگي كار سختي بود. هم اكنون ۷۰ درصد از فيلمبرداري را تمام كرده ايم و در آخرين لوكيشن هاي خود در روزنامه ايران به فيلمبرداري مي پردازيم. سه لوكيشن داخلي را داريم كه به خانه شخصي خبرنگار سريال اختصاص دارد. قسمتي از فيلمبرداري هم در مرقد حضرت امام (ره) انجام مي شود، همچنين هتل ارم، لوكيشن ايست و بازرسي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد پونك و يك لوكيشن در مسجد و يكي ديگر هم در كلينيك مگان پارس خودرو است.
    وي درباره فيلمبرداري سكانس روزنامه ايران مي گويد: بازيگر زن نقش محوري سريال يك خبرنگار است و در روزنامه كار مي كند. بين اين شخصيت و سردبير اختلاف نظر به وجود مي آيد و در نهايت او كار خود را كنار مي گذارد.
    دقايقي از بعد ازظهر كه مي گذرد، كارگردان گوشه اي از تحريريه روزنامه ايران به مانيتور تلويزيون كوچكي خيره مي شود كه پلان در پي پلان را در خاطره ثبت مي كند. مسعود تكاور درباره سريال خود مي گويد: ما سعي كرديم در سريال خط شكن از دو جهت كار را مورد اهميت قرار دهيم. اول بحث كيفيت اجرايي كه مطلوب و ايده آل باشد و دوم اين كه شكل اجرايي به مذاق بيننده جذاب باشد؛ يعني ارائه مباحث فرهنگي، مذهبي و اجتماعي با استفاده از يك زبان مشترك كه براي جوانان قابل درك است، همچنين با استفاده از آلترناتيو خوب قصه و آپ توديت كردن فيلمنامه با دنياي امروز سعي در ارتباط داشتيم.
    تكاور مي افزايد: انتخاب بازيگران، عوامل خوب و ... باعث شده است كه من از كار راضي باشم اما اگر زمان بيشتري در اختيار داشتم به مطلوبيت بيشتري مي رسيدم.
    وي درباره وفاداري به متن و خلاقيت هاي زبان تصويري كه توسط دوربين به مخاطب القا مي شود، مي گويد: گاهي حتي انتخاب يك بازيگر ديالوگ متفاوتي را در اختيارم قرار مي دهد. مثلاً با توناليته صداي خسرو شكيبايي يك ديالوگ سازگار است و در همان نقش براي سياوش طهمورث به ديالوگ ديگري نياز داريم. در كل من از جايگاه قصه راضي هستم. يك جاهايي تغييراتي را در متن دادم، كه به خاطر فضاي هندسي كار، لوكيشن، انتخاب بازيگري و ... بود.
    اما در اين سريال و حداقل سكانس فيلمبرداري شده در روزنامه ايران، مريم كاوياني نقش محوري دارد. او همان خبرنگار جواني است كه همسرش را براي ضبط كاست تشويق مي كند. مريم كاوياني درباره شخصيت نازنين (خبرنگار) اين سريال مي گويد: وقتي فيلمنامه را خواندم از قصه و شخصيت نازنين (خبرنگار) خوشم آمد. اين پيشنهاد كاري در تايم فراغت من بود و با خوشحالي آن را پذيرفتم.
    كاوياني مي افزايد: شخصيت نازنين شخصيت متفاوتي نسبت به بازي هاي قبلي من است. در واقع اين نقش برايم نوعي شكستن فضا است. من قبلاً در نقش خانم هاي جا افتاده بازي مي كردم اما اكنون به ايفاي نقش يك خانم جوان و در واقع دختر دانشجو و خبرنگار مي پردازم.كاوياني درباره شناخت از نقش خود (خبرنگار) مي گويد: من خبرنگاران را اصولاً قشري مي دانم كه داراي پشتكار هستند و بسيار زيرك و با هوش به شمار مي روند. بنابراين بايد اين خصيصه را در نقش خودم ايفا مي كردم. بنابراين من سعي مي كردم كه در دختر زيرك و باهوشي باشم كه در لحظه به فكرها و ايده هاي جديد مي رسد و تا جايي كه تايم بازي اين فرصت را در اختيار من قرار مي دهد، سعي در ايجاد اين خصوصيت داشته ام.
    
    
    وي درباره بازي كردن اين نقش هم مي گويد: جنس بازي نازنين حسي نيست. او خيلي قرص و محكم بازي مي كند. اين نقش به لحاظ شخصيتي زياد به خود من نزديك نيست. البته در شادابي، طراوت و بعضي از خصوصياتي كه در نازنين وجود دارد، شباهت هايي مي بينم. متأسفانه به دليل نقش هاي خاصي كه بازي كرده ام، همه فكر مي كنند كه من آدم غمگيني هستم در صورتي كه در زندگي عادي ام اين تصور وجود ندارد. زيرا در زندگي عادي آدم فعالي هستم و سعي مي كنم شادي آفرين باشم. اين بعد شخصيتي بازيگر تقريباً به من نزديك بود اما در كل بازيگر نبايد به دنبال مشابهت هاي دروني خود با نقش باشد، بلكه بايد نقش را كشف كند.
    و حالابا يك تكنيك فلاش بك به ابتداي سريال بر مي گرديم. يك جوان جوياي نام سعي دارد كه با انتشار يك كاست به ثروت برسد. او كوروش نام دارد. از سوي ديگر همسرش نازنين هم يك خبرنگار است كه شوهرش را در اين كار همراهي مي كند.
    در چنين اوضاع و احوالي، يك راننده آژانس نيز به قصه وارد مي شود. اين راننده آژانس پسر حاج قاسم است. وي مي خواهد پدرش را براي مداوا به آلمان ببرد. اين راننده آژانس نيز در جريان قصه با كوروش همراه مي شود.
    اينها را مي توان از لابه لاي حرف هاي كرمي مسئول روابط عمومي سريال دريافت. او اعتقاد دارد حاج كاظم (سيد جواد هاشمي) به عنوان الگويي مثبت از نسل گذشته و نسل جنگ ابتدا با گذشته خود ارتباطي صحيح برقرار مي كند و سپس با آينده خود كه در واقع فرزندانش و دوستان فرزندانش هستند به ارتباطي عميق و فكري مي رسد.در مجموعه تلويزيوني خط شكن بازيگران زيادي بازي مي كنند: رضا رويگري، حامد كميلي، يوسف تيموري، آناهيتا همتي، مهدي اميني خواه، اميد آهنگر، داود اسدي، بهزاد رحيم خاني، شهرام عبدلي، سيما مطلبي، عطيه بختياري، شيوا خسرو مهر، سعيد عليجاني و ... بعضي از بازيگران اين سريال هستند.اين سريال را سعيد دولتخاني نوشته است و سعيد عليجاني نيز مدير توليد كار است. علي ملكي (مدير تصوير برداري) كيوان ذوالفقاري (طراح صحنه و لباس)، احمد اردلان (صدابردار) و ... بعضي ديگر از عوامل اين سريال هستند.
    مسعود تكاور آخرين پلان خود را نيز مي گيرد.دوربين متفكرانه از راهروي ساختمان رو به پله ها و آسانسور مي رود. گروه تك تك از در بيرون مي روند. خاطره بازي خبرنگار از پشت پلك هاي خبرنگاران دور مي شود. غروب است. دقايقي از پيك خبر گذشته است...
    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:58  توسط تینا  | 

بچه ها تو رو خدا هر کی چشم انداز رو از حامد دیده یه خبری هم به ما بده
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 7:0  توسط تینا  | 

کامیار نورائی خبرنگار سینمایی : طبق صحبت های مسعود جعفری جوزانی تهیه کننده و نویسنده فیلم سینمایی زندگی ترش صداگذاری و میکس و تدوین فیلم سینمایی زندگی ترش به طور کلی به پایان رسیده است این فیلم سینمایی که ۲۶دی ماه جلوی دوربین رفت و ۲۷بهمن ماه فیلمبرداری فیلم به پایان رسید هم اکنون آماده شده است و بنیامین بهادری و نریمان پور دو خواننده ای هستند که ۴شعر هم در فیلم خوانده اند از جمله عوامل فیلم : نویسنده و تهیه کننده : مسعود جعفری جوزانی کارگردان : محمداحسانی مدیر صحنه و لباس : محمدرضا شریفی نیا انتخاب بازیگر : محمدرضا شریفی  نیا بازیگردان : آزیتا حاجیان بازیگران : سروش گودرزی - شیلا خداداد - حمید گودرزی - الناز شاکردوست پارسا پیروزفر - هانیه توسلی - شهاب حسینی - لیلا اوتادی - محمداحسانی - افسانه پاکرو - بیتا سحرخیز - گوهر خیراندیش - مسعوداحسانی - محمد وظیفه شناس - مریلا زارعی - مجید مشیریشیرین بینا - مرتضی وظیفه شناس - هانیه مرادی - ژاله خوشنواز  با حضور افتخاری : مهران مدیری ماهایا پطروسیان - محمدرضا شریفی نیا - آزیتا حاجیان - آرام جعفری و حامد کمیلی و دو خواننده پاپ نریمان پور و بنیامین بهادری و بازیگرانی که حضور کوتاه دارند : بهزاد محمدی - سیامک انصاری - فلور  نظری - فرشاد حسینی موحد و ایرج نوذری می توان نام برد و ما مشغول گرفتن پروانه نمایش این فیلم هستیم

منبع :

کامیار نورائی : وبلاگ سینمای ایران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 5:41  توسط تینا  | 

  avril

جون من تیپ رو ببین  یه جورایی شکل منه

اوریل لاوین در شوی دوست دختر

فقط ببین حالشو ببر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 4:33  توسط تینا  | 

یک عکس توپ از حامد کمیلی:

این عکسش منو یاد یه چیزایی میندازه!!!

----> 9andishan.mihanblog.com <-----

 

اینو نگاه !

شباهت رو داشته باش!

تعدادی پرسیدند به کی شبیه؟

عزیزان این شخص (فردین خان) فتوکپی حامد کمیلیه نه؟!

 

  حامد کمیلی در یک نگاه!

  خوش تیپ،متین سازگار دختران ایرونی

به این میگن بازاریابی درست!

 

پيامك از ديار باقي» به تهيه‌كنندگي سيدامير سيدزاده در پانزده قسمت چهل و پنج دقيقه‌اي توليد مي‌شود.

لوكيشن:

بخش اعظم فيلمبرداري اين كار دركامرانيه در يك خانه ويلايي ضبط شده كه خانه «منصور سيم‌خواه» نقش اصلي سريال است. منصور سيم‌خواه: بازيگر اين نقش محمدرضا شريفي‌نياست. گويا شريفي‌نيا در اين سريال به شدت از حاجي در فيلم دنيا و نيز اكبر سفر سبز فاصله نجومي گرفته است. شريفي‌نيا كه مدت‌ها بود به عنوان بازيگر در تلويزيون ظاهر نشده بود اما در سريال‌هاي زيادي نظير ساعت شني يا باجناق‌ها و... با عنوان انتخاب بازيگر همكاري داشته. او امروز قطب اصلي سينماي ماست و نقش اساسي را در ورود چهره‌هاي جديد سينمايي و نيز انتخاب بجا و درست بازيگران در نقش‌هاي مختلف ايفا مي‌كند.

   

اما همانطور كه از اسم سريال برمي‌آيد لوكيشن ديگر اين اثر در قبرستان بوده، در قبرستان پنج تن در منطقه دارآباد، خيابان‌هاي شمالي شهر هم سهم بسزايي در تصويربرداري كار دارند، بخش مربوط به كابوس و روح سرگردان.

بازيگران و انتخاب آنها

اين كار از سه دسته بازيگران در كنار هم بهره مي‌برد، يك دسته بازيگران طناز سيما مثل رضا شفيعي‌جم، حميد لولايي، رامين ناصرنصير، نادر سليماني و...، دسته ديگر بازيگراني كه جدي كار مي‌كنند و متفاوت خواهند بود مثل سروش گودرزي، شيلا خداداد، افسانه بايگان (كه در فيلم مرد عوضي در موقعيت طنز حضور داشته)، محمدرضا شريفي‌نيا و دسته سوم؛ گروه هميشگي و ياران غار سيروس مقدم مثل حامد كميلي، آرام جعفري، افشين سنگ‌چاپ و... كه البته آنها هم تجربه متفاوتي را همراه با مقدم خواهند داشت. انتخاب اين تعداد بازيگر از عهده محمدرضا شريفي‌نيا خارج نيست، هر وقت در كاري حاضر مي‌شود حتي به عنوان بازيگر، كارگردان و تهيه‌كننده از جنبه‌هاي مختلفي نفس راحت مي‌كشند، او به دليل اعتباري كه در بين بازيگران حرفه‌اي سينما دارد، معمولا انتخاب بازيگر را برعهده مي‌گيرد و در كنار آن انتخاب عكاس كه در برخي مواقع و بيشتر در آثار سينمايي خودش اين كار را انجام مي‌دهد يا در موارد ديگر از خواهرزاده‌اش احمدرضا شجاعي استفاده مي‌كند، ضمن اين‌كه ساخت تيتراژ كار نيز هنر ديگر اوست كه برخي اوقات اين بخش را هم به عهده مي‌گيرد.

   

فيلمنامه: داستان كار در قالب فيلمنامه توسط محسن طنابنده و سعيد آقاخاني نوشته شده. او غير از نوشتن بازيگرداني كار را نيز انجام مي‌دهد.

و اما داستان

منصور سيم‌خواه آدمي است كه براي پولدار شدن و جمع‌آوري ثروت دست به هر كاري مي‌زند و با توسل به كارهاي مختلف از مردم پول مي‌گيرد. او كه در قبال اين كار تعهداتي به مردم مي‌دهد، پس از مدتي كه به سود سرشار و قابل‌توجهي دست پيدا مي‌كند، قول و قرارها را فراموش كرده و از انجام آنها سر باز مي‌زند. در اين ميان، اعضاي خانواده‌اش نيز ياري‌گر او هستند تا به خارج از كشور فرار كند.

اولين حضور سروش گودرزي و شيلا خداداد

سروش گودرزي: متولد 1353، فارغ‌التحصيل رشته كامپيوتر (سخت‌افزار) است او كه پس از بازي در فيلم سينمايي دنيا، به آمريكا سفر كرده بود، شروع مجدد بازيگري را با اين سريال كليد مي‌زند. سروش گودرزي نقش حميد را ايفا مي‌كند كه براي او تجربه متفاوتي است و شيلا خداداد هم كه چندي پيش براي ادامه تحصيل به اروپا سفر كرده بود در اين كار با نقش شيرين حضور پيدا كرده است.

حضور در پشت صحنه

شنبه 18 اسفندماه، كامرانيه: شصت درصد از كار تا امروز گرفته شده و ما هم فرصت را از دست نداديم و يك روز را در كنار عوامل «پيامك از ديار باقي» ‌گذرانديم. خانه‌اي بزرگ و ويلايي در كامرانيه، در اواسط يك كوچه پررفت و آمد كه گروه را مجبور مي‌كرد هر چند دقيقه كات بدهد براي عبور خودروهايي كه از باربندشان پيدا بود به سمت ديزين يا شمشك مي‌روند. عقربه‌هاي ساعت، چهار بعدازظهر را نشان مي‌دهد و گروه تازه كار خود را شروع كرده، شب‌كاري در روزهاي اخير آنها را خسته كرده اما طنازي و انرژي بازيگران، گهگاه خنده‌اي بر لبانشان مي‌آورد. افشين سنگ‌چاپ كه دستيار اول سيروس مقدم است آرام و قرار ندارد و مدام به عوامل تذكر مي‌دهد « نور داره ميره» زود باشيد. همه آماده‌اند سنگ‌چاپ دستور حركت مي‌دهد: صدا... دوربين.... حركت... يك خودروي بي‌.ام.و مشكي رنگ كه فرمانش در دست حامد كميلي است از دور ظاهر مي‌شود.

   

حامد كميلي: حامد يكي ديگر از پسران منصور سيم‌خواه است، او بازيگر دلخواه مقدم به نظر مي‌رسد. جلوي در خانه ماشين متوقف مي‌شود، همان خانه بزرگ كه با پارچه‌هاي سياه‌رنگ به معناي تسليت گفتن و عكس قاب كرده شريفي‌نيا ببخشيد همان منصور سيم‌خواه با يك روبان مشكي پر شده است. حامد و آرام جعفري در نقش فرشته از ماشين پياده شده و داخل مي‌روند، وقتي كميلي براي احتمالا قفل كردن ماشينش بيرون مي‌آيد چند نفر او را با كتك به زور سوار يك پژوي آبي‌رنگ مي‌كنند و از كادر خارج مي‌شوند. حامد به آنها التماس مي‌كند اما فايده‌اي ندارد... يك بار اين صحنه گرفته مي‌شود اما مورد دلخواه سيروس مقدم نيست او مي‌گه حامد رو واقعا بزنيد و دوباره شروع مي‌كنند: صدا... دوربين... حركت... اين بار جدي جدي حامد را مي‌زنند و او داد مي‌كشد... مقدم هم OK مي‌دهد. شيلا خداداد با يك سي‌يلوي مشكي مي‌آيد و با گروه خوش و بش مي‌‌كنه و مي‌روه تا در اين كوچه شلوغ جاي پاركي پيدا كنه...

از آن طرف سروش گودرزي كه گريم شده، كنار سعيد آقاخاني مي‌آيد تا با او ديالوگ‌هايش رو تمرين كنه. آقاخاني در نحوه ادا كردن صحيح ديالوگ‌ها با او صحبت مي‌كنه در اين ميان مقدم فرياد مي‌زند گروه صحنه را آماده كنن، تمام پلان‌ها مربوط است به جلوي در خانه منصور سيم‌خواه كه گويا فوت كرده! سنگ‌چاپ شخصيت‌هايي كه در اين پلان بايد حاضر باشند را صدا مي‌زند: بهرام (كه نقشش رو حميد لولايي ايفا مي‌كند) نيره (سوسن مقصودلو)، حامد (حامد كميلي) و حميد (سروش گودرزي)...

بهرام و همسرش نيره در يك سمند و حامد و حميد در ماشين ديگر آماده مي‌شوند، وقتي به جلو در خانه مي‌رسند همه از ماشين پياده مي‌شوند، تلفن همراه حميد زنگ مي‌خوره، وقتي شماره را مي‌بيند با خنده مي‌گويد: اِ، باباس...

وقتي نگاه متعجب بهرام و خشم حامد را مي‌بينه با لحن معصومانه و همراه با گريه‌هاي ساختگي به عكس پدرش (منصور) اشاره مي‌كنه و مي‌گه: از وقتي خدا بيامرز بابام مرده، هر كس بهم زنگ مي‌زنه فكر مي‌كنم، بابامه...

اين صحنه‌ها چهار، پنج باري تكرار مي‌شوند و هر بار سروش گودرزي با طنازي خاصي ديالوگ‌ها را ادا مي‌كند. بعد از اين سكانس گروه داخل خانه مي‌روند تا يك پلان داخل حياط را به تصوير بكشند. سروش گودرزي، حامد كميلي، عزت‌ا... مهرآوران، آرام جعفري و... با سعيد آقاخاني در گوشه‌اي از حياط دور يك ميز مي‌نشينند تا سكانس‌هاي بعدي را تمرين كنند. ما هم فرصت را مغتنم شمرده به سراغ لولايي مي‌رويم تا چند عكس از او بگيريم، لولايي كه گريم متفاوتي در اين كار داره، ترجيح مي‌ده عكس‌ها قبل از گريم گرفته شود.

محمدرضا شريفي‌نيا در گوشه‌ ديگر مشغول صحبت كردن با تلفن است براي هماهنگي عكس‌ها و ساخت تيتراژ...

سيروس مقدم هم كمي سرش خلوت شده، به سراغش مي‌رويم او كه مثل هميشه خندان است، به گرمي از ما استقبال مي‌كند و در جواب ما كه مي‌پرسيم: سريال‌هاي مناسبتي چه حال و هوايي دارد كه شما را دوباره تشويق به ساخت چنين آثاري كرده به ما مي‌گويد: مهم‌ترين مشخصه كارهاي مناسبتي اينه كه خيلي زود بازخوردها رو مي‌گيري. همين تسريع در ساخت توليد در كنار تموم بدي‌ها، مزيت‌هايي هم داره، مثل اين‌كه مي‌دوني در اون زمان مخاطب چه كارهايي را بيشتر مي‌پسنده و...از او مي‌پرسيم مدتي است (بعد از نرگس) سيروس مقدم پركارتر از گذشته شده، دليل خاصي داره كه او جواب مي‌دهد:

من حدود 16 سال در اين حرفه مشغول هستم در اين مدت 15، 16 سريال كار كردم، يعني هر سال يك سريال، اين آمار به طور متوسط است پس يعني هيچ‌گاه كم كار يا پركار نبودم.

اما امسال دو كار داشتيد، اغما و پيامك از ديار باقي؟

مقدم: در ساخت بله اما پيامك از ديار باقي سال 87 پخش مي‌شه، پس آمار و ارقام درسته... (بعد بلند مي‌خندد...) هوا كاملا تاريك شده... گويا امشب هم گروه شب‌كارند... با آنها خداحافظي مي‌كنيم، اما هنوز هم نمي‌دانيم در ايام نوروز منتظر پخش اين كار باشيم يا نه...

لولايي: با عيدي هام به سينما مي رفتم

حميد لولايي: در سال 1334 به دنيا آمد و اصالتا گيلاني است، از كودكي علاقه عجيبي به جعبه جادويي داشت براي همين با جعبه‌هاي پودر لباسشويي و چسباندن عكس روي آن، يك تلويزيون براي خود ساخته بود و اين كار بزرگ‌ترين تفريح زمان كودكي‌اش به حساب مي‌‌آمد،هميشه بعد از نوروز؛ بهترين روزهاي زندگيش بود زيرا تمام پول‌هايي را كه عيدي مي‌‌گرفت جمع مي‌كرد و به سينما مي‌رفت و فيلم مي‌ديد... سال 58 به طور جدي و حرفه‌اي وارد تئاتر شد. ورود او به سينما با مديريت آغاز شد، مديريت سينما آزادي و سپس عصر جديد. مديريت، كمي او را از عرصه بازيگري دور كرد اما هرگز مانع نشد، تا اينكه در نهايت بازيگري را به مديريت ترجيح داد. مثل ديگر بازيگران حرفه‌اي طنز، ساعت خوش نقطه عطفي بود برايش تا محك جدي بخورد.

او بسيار كم حرف است اما هميشه از ما (خانواده‌سبزي‌ها) به گرمي استقبال كرده و در برابر سوال‌هايمان متين و آرام پاسخگو بوده است.لولايي در اين كار (پيامك از ديار باقي) باز هم متفاوت خواهد بود و قابل باور. پس باز به او اعتماد مي‌كنيم و مطمئن هستيم باري ديگر از او جواب اعتمادمان را خواهيم گرفت. زماني كه از او خواستيم تبريك نوروزش را با دست خط خودش به تمام خوانندگان اعلام كند باز هم دست از طنازي بر نداشت و با سه نوع دست‌نوشته تبريك نوروزي‌اش را نوشت كه يكي از آن‌ها پيش روي شماست.
 
 
 
 منبع:مجله خانواده سبز 
 
 عکس زیبای حامد کمیلی در مجموعه پرواز در حباب
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 4:3  توسط تینا  | 

 

 

---------------------------------------

خلاصه داستان : جیم هاسلی و گراس اندروز ک زوج جوان دانشجو هستند که در حال مسافرت هستند . انها در بین راه از روی دلسوزی شخصی را که در خیابان و در طوفان قرار دارد سوار می کنند اما به زودی متوجه می شوند که ان شخص در واقع یک بیمار روانی خطرناک است و.................

کارگردان : Dave Meyers
نویسنده : Jake Wade Wall

بازیگران :
Sean Bean .... John Ryder
Sophia Bush .... Grace Andrews
Zachary Knighton .... Jim Halsey
Neal McDonough .... Lieutenant Esteridge
Kyle Davis .... Buford’s Store Clerk

- فيلمنامه: اريک رد، جک ويد هال، اريک برنت بر اساس فيلمنامه 1986 اريک رد.
- موسيقي: استيو جابلونسکي.
- مدير فيلمبرداري: جيمز هاوکينسون.
- تدوين: جيم مي.
- طراح صحنه: ديويد لازان.

ژانر: اکشن، ترسناک، مهيج.

سال: 2007


داستان فیلم :
گريس و جيم دانشجو و عاشق يکديگر هستند. آنها تصميم مي گيرند تا در تعطيلات ميان ترم با اتومبيل به گردش بروند. در اولين شب مسافرت، باراني سخت شروع به باريدن مي کند. آنها در طول جاده خلوت با جان رايدر که به شدت خيس شده و در حال اتواستاپ زدن است، برخورد کرده و به خاطر هراس از بيگانه ها از سوار کردن او خودداري مي کنند. اما در اولين توقفگاه سر راهي، با جان که توسط راننده يک تريلي به آنجا آورده شده روبرو و اين بار وي را سوار مي کنند. بعد از طي مسافتي گفتار و رفتار جان مشخص مي سازد که آنها با فردي روان پريش همفسر شده اند. جيم پس از درگيري کوتاهي موفق به بيرون کردن جان از اتومبيل مي شود. به نظر مي رسد که گريس و جيم از دست جان خلاص شده اند، اما پس مدتي کوتاه او را سوار بر اتومبيل يک خانواده مي بينند. تلاش اين دو براي هشدار دادن به خانواده سبب سانحه شده و اتومبيل خود را از دست مي دهند. وقتي به محل توقف اتومبيل آن خانواده مي رسند، با اجساد آنها روبرو شده و براي کمک گرفتن به طرف اولين توقفگاه موجود به راه مي افتند. اما جان نيز در تعقيب آنهاست و قصد شکارشان را دارد. قاتلي خونسرد که مي خواهد همچون گربه با موش نگون بخت قبل از خورده شدن بازي کند. شروع اين بازي سبب به راه افتادن فوجي از ماموران پليس براي دستگيري جيم و گريس مي شود که به غلط، مظنون اصلي کشته شدن آن خانواده و چندين مقتول ديگر در طول جاده پنداشته مي شوند...



( یک بازسازی خوب از یک فیلم قدیمی )
" هیتچر" نام یک فیلم است که در سال 1986 ساخته شده و در ان سالها یکی از بهترین فیلمها محسوب می شد ولی خیر ساخته شدن دوباره ان خبر تکان دهنده ای برای طرفداران این فیلم بود ولی هنگامی که این فیلم ساخته شد با استقبال خوب منتقدان و تماشاگران همراه شد . کارگردان این که منتقدان قبل از ساخته شدن این فیلم به انتخاب وی برای کارگردانی این فیلم اعتراض کرده بودند فراتر از ان چیزی بود که انتظار می رفت اگر سابقه این کارگردان را بررسی کنیم متوجه می شویم که وی فقط کلیپهای خوانندگان معروف را ساخته مانند جنیفر لوپز و بریتینی اسپیرز وتجربه کارگردانی فیلمی را نداشته (البته یکی دو تا فیلم تلویزیونی هم کار کرده که من هرچی سعی کردم نتونستم امارشو در بیارم!) اما وی مانند اغلب کارگردانهایی که از دنیای موسیقی پا به سینما می گذارند کار نکرده . در فیلم خبری از تدوینهای شتاب زده که اغلب کارگردانهای کلیپها با خودشان به سینما می اورند نیست و وی فیلم را به خوبی پیش می برد پس باید امیدوار باشیم در اینده کارهای بهتری از وی ببینیم . بازیگران فیلم یکی دیگر از نقاط قوت فیلم به حساب می اید زاخاری نایتون و سوفیا بوش بازیگران چندان مطرحی نیستند ولی بازی بسیار خوبی از خود نشان می دهند و البته شان بین که واقعا یکی از بهترین هنرپیشه های هالیوود است که همیشه حق وی در هالیوود ضایع شده است وی با بازی فوق العاده خود در نقش یک دیوانه قدرت بازیگری خود را به رخ دیگران می کشد و موسیقی فیلم که کاملا با حال و هوای فیلم مناسب است و یکی از عوملی است که باعث ترس در فیلم می شود . این فیلم را برای تمام دوستداران سینما چه فیلمهای ترسناک چه اکشن و... توصیه می کنم.



چرا بايد ديد؟
اتواستاپ زن اولين تجربه سينمايي ديو مه يرز، يکي از پرکارترين ويديوکليپ سازان امروز است که بيش از صد کليپ در کارنامه اش دارد. اتو استاپ زن بازسازي فيلمي ده هشتادي به همين نام به کارگرداني رابرت هارمون است. فيلم هارمون در زمان نمايش خود توانست سه جايزه اصلي جشنواره فيلم هاي پليسي کنياک را براي سازنده اش به ارمغان بياورد و تبديل به يکي از فيلم هاي کالت دوران خود شود. فيلمي که با هزينه 6 ميليون دلار توليد شده و رقمي در همين حدود نيز در اولين نمايش خود به چنگ آورد. ايفاي نقش جان رايدر قاتل روان پريش براي روتگر هاوئر سکوي پرشي بود که بعد از بازي در نقش هاي کوچک تبديل به ستاره اي هاليوودي شود، اتفاقي که قرار است براي شون بين نيز که همواره در نقش هاي درجه دو درخشيده رخ دهد.

هنگام تماشاي فيلم، کسي که هر دو فيلم را ديده باشد بي اختيار دست به مقايسه خواهد زد و حتي شايد از خود بپرسد چه نيازي به بازسازي وجود داشت؟ ديو مه يرز براي ايجاد تفاوت سعي کرده با اتکا بر تکنيک هاي کليپ سازي و مد روز ساختاري پر تحرک تر به فيلم خود ببخشد و اندکي نيز توفيق يافته است. البته همين ضرباهنگ بيشتر گاف ها و سوراخ هايي به روايت نيز وارد ساخته که مطابق معمول باعث عصبي شدن بيننده دقيق اثر خواهد شد. اما آن که به دنبال افزايش آدرنالين است، عموماً چندان سخت گير نيست. تاسف بارترين ضربه اين ترفند کاستن از بار روانشناختي اين تريلر است که باعث ناکامي شون بين در جذب بيننده نيز مي شود و ناچار او را به ياد بازي خيره کننده روتگر هاوئر مي اندازد. تنها ويژگي نقشي که بين بازي مي کند بي رحمي است و دليلي براي رفتار روان پريشانه وي ارائه نمي شود. همه چيز شکلي کليشه دارد از رفتار ابلهانه دو جوان و قاتل خونخوار تا پليس هاي سهل انگار که بي جهت به گريس و جيم مظنون مي شوند و از همه بدتر کلانتري که پي به بيگناهي آنها برده و دست آخر قرباني هم مي شود. تنها چيزي که پر رنگ تر شده، نقش گريس است که در پايان رايدر را مي کشد. در حالي که به شکلي بچگانه چند بار فرصت اين کار را با وجود وقوف به طينت قاتل، از دست داده بود. ظاهراً بايستي چند نفر و از جمله جيم قصابي مي شدند تا عقلش سر جايش بيايد!



پیشنهاد من به شما دیدن این فیلمه
 
 
 
عکسهای سوفیا جون
 

 imagebam imagebam

 

بهترین فیلم انیمیشن "ratatouille"

 

 Ratatouille

(Ratatouille) برنده جایزه اسکار سال ۲۰۰۸ در بخش انیمیشن است . براد برد سازنده این انیمیشن در سال ۲۰۰۵ نیز این جایزه را به خاطر انیمیشن (The Incredibles) تصاحب کرده بود

 

 

اینم پشت صحنه کلاغ پر

      
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 3:38  توسط تینا  |